Adel B.

88

★★★☆☆

اولین ریویوی فارسی! اولین آهنگ این آلبوم رو قبلا شنیده بودم. بهار برخلاف اسمش خیلی شاد نیست. با اینکه وعده‌ی شروع دوباره و «بوی خوب» بهار رو می‌ده ولی همچنان ترس از اینکه «نکنه کاری ازم بر نیاد» توش هست. جای نفس‌کشیدن بین قسمت‌ها رو دوست دارم. اجازه هضم می‌دن. تحمل ترانه‌هایی که شعر غیر-کلاسیک دارن یکم برام سخته ولی این روون و جاافتاده‌س. سازبندی جالبه، اجرای بیس رو بیشتر از همه دوست دارم. اشتباه رازآلودتره. بیشتر «آخرشب» و دودیه، احتمالا بخاطر ریورب حجیمش. تو آهنگای فارسی کلا چیزی که بیشتر از همه «اذیتم می‌کنه» لحن ترانه‌س. لحن این بد نیست. حداقل همخونی داره اولش و وسطش. خیلی از اسم‌های گنده هم حتی می‌بینی یهو فرمال و معیار شروع می‌شن، وسطش محاوره می‌شه، باز دوباره تو همخوان (chorus) فارسی معیار می‌شن. ملودیِ همخوانِ این قشنگه. می‌شه باهاش خوند. هارمونی زیرش هم همینطور. یکم تکراری شد ولی. ترکیبِ ایرانی و غربی بودنش هم خوبه در کل. یه جاهایی طرف غربی‌ش گوش رو می‌گزه ولی خیلی پرت نیست، چشم‌بسته راه خودش رو نمی‌ره. همیشه خیلی مبرهن Dust In The Wind ئه. حداقل اولش.

پیر شدم از بس توی گوشت خوندم
یا اینکه بیخود منتظرت موندم
ولی این دل دیوونه دست من نیست
کارش اینه، کارش این بوده همیشه

از عمق شعر تقریبا راضی‌ام. از اون شاعرانگیِ فداکارانه شرقی خوب جدا شده. خودشو گم نکرده. نه که فراموشش کرده باشه، فقط در بندش نیست و این همیشه چیزی بوده که خودم دنبالش بودم. تموم چیزا خیلی گاراژیه. احتمالا بخاطر overdriveش. متنش هم متروک و غم‌افزا بودنِ همون سال‌ها رو داره.

تموم اون چیزهایی که یک روزی میخواستم بشم
شاید جای دیگه‌س، مال کس دیگه‌س بهش نمیرسم صد سال دیگه‌م

اون قضیه لحن رو که گفته بودم اینجا خراب شد. کلا سخته به نظرم که کسی بخواد شعر فارسی «جدی» با لحن محاوره و عامیانه بنویسه. سخته که حس کنی همچنان جدیه. نمی‌دونم چرا، احتمالا چون تاریخچه کلامی‌مون بی‌نظیر بوده و خب، نمی‌شه مقایسه نکرد بهرحال. بدم نیومد از این، یکم سطحی‌تر و سبک‌تر از قبلیا بود ولی. خیلی کند تموم شد، حداقل سی ثانیه اضافه داشت. فضای گلایه خیلی خاصه! که بیشترشو مدیون درام و ویلن که بعدتر میاده. بعضی وقتا strumهای گیتار آکوستیک شبیه VSTهای FL Studio می‌شن که بعید می‌دونم باشه، چون خیلی تمیزن! تو سال ۸۸ هم بعید می‌دونم همچین صداهایی از کامپیوتر درآورد. خیلی فضای خالی هست تو آهنگ. کلمه کم داره. هم تعداد و هم وزنشون کمه. صبر کن جالب شروع می‌شه! شبیهش چیزی نشنیده بودم. یاد یه ترک خیلی ناشناخته افتادم، The Man on the Chairlift از Riff Records. شاید بخاطر سوم شخص بودنشه، شایدم بخاطر تم استیصالش. فرم ترانه‌ش رو دوست دارم. اینکه تهش برمی‌گرده به اولش، بعد از اینکه گفت «صبر کن خودش حل می‌شه»، ولی بازم می‌بینی که نه. باز هم «صبح که می‌شه توی تختش جا نمی‌شه». تصویرسازی‌ها نسبتا اوریجینال و جالبن. عاشقونه همچنان اتمسفر رازآلود رو حفظ کرده. یه دوئت صمیمانه، مینیمال و خلوت. نرم‌ترین ترک آلبوم تا اینجا. تو نمی‌دونی بازیگوشه و سنگین. متعهدتر به راک. نقطه مقابلش ترک بعدی، تعطیلات. مودی، نوستالژیک و یکم مستاصل. فیتیله فردا تعطیله! یکم زیاد آوانگارد و سنت‌شکن واسه من. وسطش یهو فضا عوض می‌شه. درام شکننده‌تر و

چراغو خاموش كن، تاريكی كارش همينه كه توهماشو آدم ببينه، به ديوارا گوش كن ساعتا دارن ميخونن، فردا رو فراموش كن، همكارات همه ديوونن

این ملموس بودنش برام جدید و عجیبه. خیلی خوشم نمیاد ولی بهرحال، تازه! فرمت آلبوم هیچوقت تو ایران اهمیتی نداشته. قبل انقلاب که صفحه بود، بعدش هم داخل که ممنوع بود، خارج هم چیزی که طرفدار داشت همون آهنگای قدیمی و از-قبل-شنیده-شده بود. ترک آخر، خواب‌نامه. string section بسیار جالب! اینکه تک‌تک سازها فضای کافی واسه مانوور دارن رو دوست دارم. اوهو! وسطش کلا یه چیز دیگه شد. فانکی. احتمالا یه ترک جدا بوده که نتونسته تنها چیزی ازش در بیاد. jam خوش‌صداییه.

خیلی ازش گذشته، دیگه حتی نمیدونم
نمیدونم که چی میخوام
سرم رو بالشه ولی خوابم نمیاد گذشته گذشت. غروب چشماشو بسته میخوام خواب بمونم، میخوام هیچی ندونم
ولی خوابم نمیاد

آخرش تو صدای شلوغی محو می‌شه و تموم. زیبا و به جا.